غلامعلى صفايى
84
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
قائمين » ، و اگر اسم « لا » جمع مؤنث و مبنى بود ، همانطور كه در صورت اعرابى با كسره - همراه با تنوين - تلفظ مىشد ، در اين صورت نيز همينگونه بدون تنوين بيان مىشود ، مانند « لا مسلمات » البته بايد توجه داشت كه قاعده بر اين است كه جمع مؤنث در اينجا واجب است كسره داده شود همانطور كه در حالت اعرابى نيز اين گونه است لكن در اينجا اسم « لا » - كه جمع مؤنث است - گاهى با فتحه نيز استعمال مىشود و اين لغت افصح و ارجح است ، زيرا در اينجا با « لا » تركيب شده است و به جهت ثقالت تركيب ، به آن فتحه كه أخف حركات است داده مىشود تا متعادل گردد . الثالث : هرگاه اسم « لا » نفى جنس مفرد باشد يعنى مضاف يا شبه مضاف نباشد كه بتواند « لا » نفى جنس لفظا در آن عمل كند ، خبر آن مرفوع مىشود و عامل آن همان چيزى است كه قبل از دخول « لا » بر آن ، خبر را رفع داده بود و بنابراين رفع خبر به واسطه « لا » نيست اين قول سيبويه مىباشد ، مانند قول أمير المؤمنين عليه السّلام : « لا شرف أعلى من الاسلام و لا عزّ أعزّ من التّقوى » « 1 » شاهد : در مرفوع بودن « أعلى » و « أعزّ » به واسطه عامل قبل از دخول « لا » است كه طبق قولى مبتدا و طبق قول ديگر عامل معنوى و خبريت است . به ديگر سخن سيبويه مىگويد اگر « لا » در لفظ اسم عمل كرد و خبر هم عمل مىكند ، در غير اين صورت در خبر عمل نمىكند . در اين مسأله أخفش از نحويين بصره و اكثر نحويين با سيبويه اختلاف دارند و مىگويند رفع خبر در اين صورت نيز به واسطه خود « لا » است . در حالى كه اختلافى بين بصريين در رفع خبر « إنّ » به واسطه آن در هردو صورت - عامليت اسم و مهمليت آن - نمىباشد . البته بايد دانست كه اگر اسم « لا » نفى جنس عامل بود كه بالتبع « لا » در لفظ آن اسم عمل مىكند ، رفع خبر به واسطه « لا » نفى جنس است و اختلافى بين بصريين دراينباره نمىباشد ، لكن كوفيون مىگويند رفع آن در اين صورت نيز به واسطه عامل رفع قبل از دخول « لا » است . الرابع : خبر « لا » نفى جنس مقدم از اسم آن نمىشود هرچند ظرف جار و
--> ( 1 ) - نهج البلاغة : ح 363 / 1260 .